فرزند ناصالح نه تنها خویشتن خود را گم نموده
و گوهر بندگی و انسانیت خویش را از دست میدهد، كه گاهی ممكن است پدر صالح و
شایسته را به انسانی ناصالح مبدل گرداند
عبد الله بن زبیر از طایفۀ
بنیاسد كه كنیهاش ابوبكر بوده است. او صحابی و پسر صحابی است. مادرش اسماء ذات
النطاقین دختر ابوبكر بود. در سال دوم از هجرت در شهر مدینه متولد شد، او را اولین
مولود مسلمان در مدینه میدانند. عبدالله از كسانی است كه در اغلب حوادث دورۀ
خلافت عثمان بن عفان حضور داشته و از جملۀ افرادی است كه از جانب عثمان مأمور به
نسخه برداری از قرآن شد و در فتح افریقیه در شمال آفریقا شركت داشت. وی در جریان
محاصرۀ خانه عثمان همراه فرزندان علی (ع) یعنی امام حسن و امام حسین (ع) و محمدبن
طلحه و گروهی از بنیهاشم مانع تعرض شورشیان به عثمان شد.
وی بعد از قتل عثمان از جمله افراد تأثیرگذار در جنگ جمل بود و همو بود كه
عایشه و پدرش، زبیر را به این اقدام تحریك میكرد. چنانچه در این قضیه اغلب نقش اول
را به او میدهند. همین نكته از نقش فعال و تأثیر گذار او در واقعه جمل كافی است
كه وقتی عایشه در منطقه حوأب با پارس كردن سگها بر هودج وی فرمایش پیامبر (ص) را
به یاد آورد و خواست از درگیری و رویارویی با علی پرهیز كند، عبدالله به دروغ با آوردن
شاهد بر این كه این مكان حواب نیست، مانع از برگشت عایشه شد.
ابن زبیر بعد از شهادت حضرت
علی (ع) از هر فرصت وسیلهای برای جمعآوری مال و كسب وجهه و مقام استفاده نمود.
وی بعد از مرگ معاویه، مخفیانه وارد مكه شد و در آنجا پناه گرفت و با اینكه مخالف
یزید بود ولی اقدامی صورت نداد و یا حداقل با امام حسین (ع) جهت مبارزه با دستگاه
فسادانگیز امویان همراه نشد و وقتی امام حسین را به ماندن در مكه دعوت میكرد گفت:
اگر تو در مكه بمانی من با تو به عنوان خلافت بیعت میكنم. ولی حضرت امام حسین (ع)
فرمود: نمیخواهم حرمت مكه به خاطر من هتك شود، حاضرم یك وجب بیرون حرم كشته شوم
ولی حرمت خانۀ حفظ شود. عبدالله، مكه را پناهگاه خود قرار داد و هر موقع برای
سركوب وی به مكه حمله میشد در كنار خانه كعبه پناه میگرفت و این امر باعث شد در
مدت تسلط او سه مرتبه خانه خدا مورد تعرض قرار بگیرد. با اینكه ابن زبیر از
ورود امام حسین (ع) به مكه اظهار خوشحالی میكرد ولی خارج شدن آن حضرت از مكه برای
پسر زبیر خوشایندتر بود. چرا كه با وجود فرزند فاطمه (س) در مكه مردم رغبتی به
بیعت با این زبیر نشان نمیدادند.
با شهادت امام حسین (ع) ابن
زبیر زمینه را برای اجرای اهداف و سیاستهای خود فراهم دید و به طمع خلافت مناطق
وسیعی را تحت سیطره گرفت از سال 61 ه. بعد از شهادت امام حسین (ع) و بیعت مردم با
پسر زبیر تا سال 73 ه. وی بر حجاز و عراق و مصر و قسمتی از شرق اسلامی تسلط یافت.
در حالی كه قلمرو حكومت بنیامیه تنها به شام و بخشی از مناطق دیگر محدود شده بود.
لذا از سال 61 تا سال 73 هجری در سرزمینهای اسلامی عملاً دو خلیفه حكم میراند.
ابن زبیر با كمك برادران و با
استفاده از وضع جامعه كه بر مخالفان یزید و امویان روز به روز افزون میشد، به
حكومت رسید و در مدت حدود هشت سال حكومت، با بنیامیه، مختار، و خوارج درگیر جنگ
بود و از طرف دیگر بنیهاشم نیز حكومت وی را به رسمیت نشناخت. عمده هدف او بر پائی
مجدد حاكمیت قرشی بر مبنای حكومت خلفای راشدین بود.
در باز شناسی عبدالله فرمایش حضرت علی (ع) كاملا گویاست:
«زبیر همواره با ما اهل بیت بود تا زمانی كه پسر نامباركش، عبدالله پدید
آمد»
منابع:
1)دینوری، ابوحنیفه؛ اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چاپ
چهارم،1371، ص 380 به بعد.
2)دینوری، ابن قتیبه؛ الامامة
والسیاسة، ترجمه ناصر طباطبایی، تهران؛ ققنوس، 1380، ص 84 به بعد.
3)طبری، محمدبن جریر؛ تاریخ
طبری، ترجمه ابوالقاسم، پاینده، تهران؛ اساطیر، چ پنجم، 1375، ج 7، ص 294 به
بعد.
4)یعقوبی، احمد؛ تاریخ
یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران؛ انتشارات علی و فرهنگی، چاپ ششم، 1371، ج
، ص 197 به بعد.
5)ثقفی كوفی، ابراهیم بن
محمد؛ الغارات، ترجمه عزیز الله عطاردی، 1372، ص 465.
6)وزارت آموزش و پرورش؛ تاریخ
امام حسین، تهران؛ دفتر انتشارات كمك آموزشی، 1378، ج 2، ص 62 به بعد.
7)ابن ابیالحدید، عزالدین؛
شرح نهجالبلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء الكتب العربیة،
چاپ دوم، 1387 ه.، ج 20، ص 102.