آراي احمدي‌نژاد؛ خانوادگي، فقيرانه و صبورانه

دوشنبه، 25 خرداد 1388
عطاء الله بیگدلی ـ رجانیوز


پایگاه خبـری انصارنیوز

خداوند در قرآن وعده داده است که اجر محسنين را ضايع نفرمايد. اما آن گاه به صابرين رسيده است، وعده فرموده است که اجرشان به تمامه اعطاء کند.




 

 

چه شد که احمدي‌نژاد رأي آورد آن هم با اين فاصله‌ی‌ معني‌دار؟

در حالي که هيچ‌کس، جز خود او؛ به اين ميزان از آراء گماني نمي‌برد و هنوز حريف او را اين مهم باور نيامده است و به حشيش تقلب و اين گونه شوخي‌ها و بهانه‌ها متشبث مي‌شود؟

اين نوشتار مختصر قصد تحليل جامع ندارد. خاصه آن که بايد اعتراف کرد نويسنده نيز رأيي 55‌درصدي را پيش‌بيني مي‌کرد و اکنون از لابه‌لاي گفتار نمي‌تواند خشنودي خويش را نهان کند و گاه به مطايبه مي‌رود. احمدي‌نژاد علي‌رغم «همه‌چيز» ماند، همان‌گونه که علي‌رغم همه چيز آمده بود. اين نوشتار تذکر 3 نکته است:

 

1. مادر من کارمندي قديمي است و در آستانه‌ی بازنشستگي، نقل مي‌فرمود که در جمع همکاران که از او پرسيده بودند همگان به حريف احمدي‌نژاد رأي مي‌دهند، در فضای کاملاً سبز شما چرا از او دفاع مي‌کنيد؛ پاسخ داده بود که امام در سال‌هاي دهه 40 گفته بود که سربازان من در گهواره‌ها هستند؛ سربازان احمدي‌نژاد نيز اکنون در خانه‌ها هستند.

شايد اولين‌بار که اين نکته بر من مسلم شد، در تجمع مصلي بود. مقايسه‌ 2 جمعيت گرد آمده در این جمع و فردای آن در همایش حامیان موسوی، به وضوح نشان مي‌داد که طرفداران احمدي‌نژاد غالباً به همراه خانواده و زن و فرزند در فعاليت انتخاباتي شرکت کرده‌اند؛ در حالي که طرفداران جناب موسوي غالباً دختران و پسران «مجردي» بودند که به صورت تکي و فردي تبليغات مي‌کردند و به خاطر وضعيت ظاهري و انجام کارهاي «مجردي»؛ خانواده‌ها از آنان دوري مي‌کردند. آراء خانوادگي، متين، سنگين و توده‌اي است، در حالي که آراء مجردي، پرهياهو و سطحي است. عموم خانواده‌ها هيچ‌گاه عکس احمدي‌نژادي را روي خودروي خود نمي‌زدند و پرچم به دور مچ نمي‌بستند و از کنار هياهو‌هاي خياباني به آرامي و احتياط رد مي‌شدند تا به خانواده واعضاي جوان‌تر آن آسيب نخورد و گاه با لبخندي اين دست غوغاها را به سخره مي‌گرفتند ولي به احمدي‌نژاد رأي دادند. جالب آن که مناظرات نيز بيشتر در جمع‌هاي خانوادگي پيگيري مي‌شد و اثري همسان بر فضاي خانواده‌ها داشت. هرگاه در جنگي همه‌ی اعضاي خانواده بجنگند، آن جنگ شکست نخواهد داشت. ضمن آن که بسياري از آراء احمدي‌نژاد را مؤمنين و مسجد نشينانِ خانواده دوستي تشکيل مي‌دهند که حتي حمل پرچم را نوعي کار سبک و دور از شأن مي‌دانند. آراء احمدي‌نژاد کمتر ظهور و بروز داشت و غالباً در کنج خانواده‌ها و گوشه‌ی مساجد شکل مي‌گرفت و از اين رو غافلگيرانه بود. کف مي‌رود و آن چه مي‌ماند آب است.

 

2. در جمعي گفته بودم که اگر تمرکز آراء احمدي‌نژاد از شهرهاي بزرگ که غالباً طبقه‌ی نوبورژوازي در آن‌ها ساکن‌اند، به سمت شهرهاي کوچک و روستاها تمايل پيدا کند، نشان از سياست‌هاي موفق او است. اما تحليل اوليه نشان مي‌دهد که علاوه بر جذب آراء مناطق محروم، گروه گسترده‌اي از نوبورژوازي ايران نيز در شهرهاي بزرگ به احمدي‌نژاد رأي داده است. چه چيز در احمدي‌نژاد هست که آراء خاکستري را که غالباً تمايل به اصلاح‌طلبان تجددخواه دارد به خويش جذب کرده است؟ مخصوصاً آن که رقبا بيشتر بر طبل اقتصاد و فضاي کسب و کار کوبيدند و بيشتر دم از تنش‌زدايي بين‌المللي که مطلوب طبقه‌ی متوسط کاسب کار است، زدند. به نظرم چند نکته کارساز افتد:

اول: حمله‌ی شجاعانه‌ی احمدي‌نژاد به باند ثروت و قدرت و زير سؤال بردن محور اصلي آن که عمق نفوذ و اقتدار آن را طبقه‌ی نوبورژوا به علت اصطکاک فراوان با آن، به خوبي دريافته است. او بهتر مي‌فهمد در افتادن با هيولاي فساد چه مخاطراتي دارد تا روستايي و کشاورزي ساده. «کاسب کار»، «کاسب بزرگ» را خوب مي‌شناسد و قيام «آهنگرزاده» را بهتر فهم مي‌کند.

دوم آنکه علي‌رغم مدعيات حريفان نوعي انفتاح واقعي در کسب و کار رخ مي‌نمايد، مخصوصاً آن که بيشتر اين نفع از تورم در جيب اين کاسب کاران است و علي‌رغم شکوایيه‌اي معمول بين طبق نوبورژوازي ايران، وضع و اوضاع آنان چندان بد نشده است.

و سوم نوعي غرور ملي از انرژي هسته‌اي و دستاوردهاي فضايي که اين طبقه آن را فهم مي‌کند و به نوعي عرصه‌ی رقابتي بين‌المللي را با توجه به شباهت به عرصه‌ی رقابتي بازار بهتر برمي‌يابد. «کم شدن روي بوش» لفظي است که بورژوازي ايراني آن را خوب مي‌فهمد.

 

3. خداوند در قرآن وعده داده است که اجر محسنين را ضايع نفرمايد. اما آن گاه به صابرين رسيده است، وعده فرموده است که اجرشان به تمامه اعطاء کند. بزرگي مي‌گفت حقيقت همچون چشمه‌اي در ميان سنگ‌هاي خارا است، ديرياب است اما سرانجام راهي باز مي‌کند و جاري مي‌شود.

در اين دوره علي‌رغم ادعاها و هياهوي رقبا، صبر افاقه کرد. اي بسا رأي امروز ثمره‌ی 4 سال صبر و خون‌ جگر خوردن است. صبر بر کم طاقتي دوستان و جفاي رقبا. به نظر مي‌رسد مردمان، ادعاي حقيقت گويي را از خود حقيقت گويي تميز مي‌دهند. اگر کسي هزاران بار ديگري را به دروغ گويي متهم کند و او واقعاً «درست» بگويد، درستي را حلاوتي است که بر کام مي‌نشيند.

به عنوان نمونه، در مناظره‌ی 2 رقيب، دوستي کم سن و سال به من گفت که اينان که در مناظره‌ی قبل در محکوميت سخن گفتن در غياب ديگري داد سخن مي‌دادند؛ خود تمام مناظره را به تخريب غايب گذراندد. و اين تناقض عملي محسوس از ادعاي تناقض طرف مقابل کاراتر است و به گمانم رقيب سبزپوش عين تناقض بود و اين تناقض با صبر و علم آشکار شد. زين پس اين صبر و استقامت بايد تدوام يابد و همگان و مخصوصاً شخص پيروز بايد بداند که نصر و پيروزي از جانب خداوند است و علي‌رغم ظاهر بينان و متعدد انديشان که براي هر پديده، علل مختلف مي‌تراشتند، شخص ديدار بين جز او مؤثري نمي‌بيند. باشد که با تواضع براي ملت شيعه گامي نهيم و زمينه‌ساز ظهور منجي باشيم. ورود در 4 سالي سخت را به همه‌ی هم فکران و هم‌مرادان تبريک مي‌گویيم.

 

 



ارسال برای دوست       چاپ این صفحــه