خبر - مهندس اسفندیار رحیممشایی در نشست مشورتی
با تعدادی از اساتید و دانشجویان گفت: بعضیها مجموعه دین را
صرفاً در مظاهر دینی و تظاهر به دینداری خلاصه میکنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، وی با طرح این پرسش که «سهم هریک از مظاهر دینی نسبت به اصل دین چقدر است؟» افزود:
بعضیها صرفاً به رعایت ظواهر دینی بسنده کرده و به رعایت ظاهر راضی میشوند که این
امر ناشی از خودخواهی است، زیرا بعضیها میخواهند با ظهور ظواهر دینی صرفاً خودشان
را اثبات و از مظان برخی اتهامات دور کنند.
مشاور و رئیس دفتر رئیسجمهور تصریح کرد: همه ما علاقهمند
به تحقق مظاهر دین در حد اعلای آن هستیم، اما باید نسبت به
تحقق حقیقت دین دغدغه بیشتری داشته باشیم.
مشایی گفت: آفتی که در اجرای طرحهای خوب دچارش میشویم، غالب
شدن فرعیات و حواشی بر اصل و متن است.
وی سپس افزود: ورود آقای احمدینژاد به بحث حجاب و عفاف از
یک زاویه خاص و مشخص بود، اما متأسفانه از زاویهای نامربوط به موضع ایشان پرداختند.
رئیس کمیسیون فرهنگی دولت خاطرنشان کرد: گاهی برای برخورد با
منکر، مرتکب منکر بزرگتری میشویم که علل این امر باید بررسی و تحلیل شود.
اسفندیار رحیممشایی اظهار کرد: بسیاری از موضعگیریها علیه
سخنان آقای احمدینژاد درباره روش برخورد با بدحجابی نشان داد اینها اصلاً خود را نیازمند
مطالعه موضع رئیسجمهور و آگاهی از اصل نظر ایشان نمیدانند.
وی با اعلام اینکه «جنس کار فرهنگی و تصمیمگیری فرهنگی، فعالیت
روشن، آرام و منطقی است»، یادآور شد: اگر افراد پای سخن بهترین و بالاترین آدمها نیایند،
فایدهای ندارد. هنر ما باید آن باشد که افراد مختلف پای بحث و تحلیل بزرگان بنشینند.
مشایی همچنین تأکید کرد: در مدیریت فرهنگی مبدأ، مسیر و مقصد
باید شناخته شده باشد و انحرافی صورت نگرفته باشد، وگرنه به جای اصلاح امور، به سرعت
رو به سقوط میرویم.
رئیس کمیسیون فرهنگی دولت گفت: در فعالیتهای فرهنگی باید نسبت
به معروف، شوق و محبت ایجاد شود، اما بعضی عناصر و جریانها، گویا دنبال بدنام کردن
و منزوی ساختن دین و ارزشهای دینی هستند.
نقد - در پاسخ به سؤال «سهم هریک از مظاهر دینی
نسبت به اصل دین چقدر است؟» باید گفت آیت الله جوادی آملی ماهیت دین را اینگونه می
داند: «معنای لغوی «دین»، پیروی، اطاعت، تسلیم و جزا است و معنای اصطلاحی آن، مجموعه
عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسانها باشد.»(1)
دین مجموعه از هستها و بایدها یا مجموعه ای از جهانبینی،
اخلاق و احکام است که هرکدام جایگاه خود را دارند.
انسان وقتی دینی را می پذیرد، باید به لوازم آن نیز پایبند
باشد که این پایبندی نیز دینمداری است و جزء اصل دین است و انكار يكى از احكام ضرورى
و بديهى دين به مانند انکار اصل دین(مانند وحدانیت خداوند) موجب ارتداد میشود.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إن الذين يكفرون بالله ورسله
و يريدون أن يفرقوا بين الله ورسله و يقولون نؤمن ببعض و نكفر
ببعض و يريدون أن يتخذوا بين ذلك سبيلا * أولئك هم
الكافرون حقا»(2)؛ یعنی نمیشود بخشی را پذیرفت و بخشی دیگر را رد کرد؛
مثلا گفت ما نماز می خوانیم اما ولایت فقیه را قبول نداریم.
لازم نيست انكار دين يا ا حكام شريعت مقدس حتماً با گفتار صريح
و آشكار باشد. هر گفتار يا كردارى كه سبب تكذيب، انكار، عيب گذارى و ناقص شمردن، تمسخر
و استهزاى دين اسلام يا اهانت به مقدسات و كوچك شمردن و دست برداشتن از آن گردد، موجب
تحقق كفر و ارتداد مىشود؛ مانند افكندن قرآن در كثافات يا پاره كردن آن یا مانند حكم
به ارتداد خانمى از سوى امام خمينى(ره) كه در مصاحبه راديويى به مناسبت تولد حضرت زهرا(س)
در پاسخ به اين پرسش كه الگوى شما كيست، گفته بود: خانم اوشين الگوى من است؛ چون حضرت
فاطمه(س) به چهارده قرن قبل تعلق داشتهاند.
آقای مشایی که گفته است: «باید نسبت به تحقق حقیقت دین دغدغه
بیشتری داشته باشیم»، بفرمایند نشانه و شاخص تحقق حقیقت دین چیست؟ آیا جز این است
که همین عمل به ظواهر احکام نشانه پذیرش دین است؟! البته ممکن است کسانی چشم باطن
بین یا علم غیب داشته باشند که ما نداریم.
اصلا «تحقق حقیقت دین» به چه معناست؟
خدا آخر عاقبت مردم را با این دست اسلام شناسی ها ختم به
خیر کند!
پی نوشت:
1- آیت الله جوادی آملی – شریعت در آینه معرفت – ص 93
2- سوره نساء، آیه 149-150